باید آنقدر آمدنتبویِ ماندن بدهد
که من
از صد قدمیِ راه
شهر را خبر کنم
در میدانِ شهر باله برقصم
و همه را وادار به خندیدن کنم
باید آنقدر دستانت
محکم دستانم را بگیرد
که مردم خیال کنند
ما به هم چسبیده ایم
و ما در دل بخندیم به دلسوزیشان
و من در دل ذوق کنم
از عاشقیمان
باید قهر کردنمان تازه باشد
من خسته ام از قهرهایِ تکراری
از این قهرهایی باشد که
من با اخم یقه ی پیراهنت را صاف می کنم
تو با لبخند نگاهم می
برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده
برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده
برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده
برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده

خدا جونم فردا روز بزرگ و مهمیه برا من...امتحان کنکور ارشد دارم ...میدونی که خیلی دوس دارم قبول شم و تا جایی که میتونم فقط بخونم و علممو بیشترو بیشترش کنم خداجونم کمکم کن بدون استرس از پسش بربیام
الهی آمین


برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده
برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده

این روزا حالم خوش نیست معذرت میخوام از دوستایی که میان وبم و من نمیتونم بهشون سر بزنم... موقتا نظرات رو بدون جواب تائید میکنم ولی در اولین فرصت که حالم بهتر شد به تک تکشون جواب میدم و به همه ی دوستایی که لینکن سر میزنم مرسی که هستین و به فکرمین
برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده
برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده

خیلی خوشحالم دیروز پروژمون رو تحویل دادیم بعدشم رفتیم برا رای دادن و الان من مثلا توی مسافرتم و دارم استراحت میکنم دیروز برا اینکه 1هفته استراحت کنیم و سریع پروژه ی جدیدو شروع نکنیم الکی به مهندس گفتیم ما 1هفته نیستیم ، میریم مسافرت دوستامم برا این دروغ کوچولو خیلی کمکم کردن که لو نریم
چه دوستای باحالو مهربونی دارم من... شکرت خدا
برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده
برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده
این روزا حالم یه جور عجیبی هست یه جور عجیب خوب ...یه مدتی بود حالم زیاد خوب نبود ولی انگار دارم دوباره انرژیه از دست رفته ام رو بدستش میارم خدایا مثل همیشه کمک حالم باش که تنها یاری رسان تو هستی
برچسب:
نویسنده: اشکان میرزاده