خرید بک لینک
باید آنقدر آمدنتبویِ ماندن بدهد که من از صد قدمیِ راه شهر را خبر کنم در میدانِ شهر باله برقصم و همه را وادار به خندیدن کنم باید آنقدر دستانت محکم دستانم را بگیرد که مردم خیال کنند ما به هم چسبیده ایم و ما در دل بخندیم به دلسوزیشان و من در دل ذوق کنم از عاشقیمان باید قهر کردنمان تازه باشد من خسته ام از قهرهایِ تکراری از این قهرهایی باشد که من با اخم یقه ی پیراهنت را صاف می کنم تو با لبخند نگاهم می ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:45

دیروز رفته بودم نمایشگاه که هم یه سر به مسئول نمایشگاه زده باشم و در مورد نمایشگاه ماه رمضان ازش سوال کنم هم دوستامو اونجا ببینم آخه ما از پانزدهم به دلیل گرفتن یه پروژه ی جدید مجبور شدیم غرفمون رو جمع کنیم در حالی که نمایشگاه تا 1اردیبهشت تمدید شده بودش ...اونجا آقای استادی که از کاریکاتوریستهای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 19:31

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ، ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ "ﺗـﻌﻄﯿــﻞ ﺍﺳﺖ" ﻭ ﺑﭽﺴﺒﺎﻧﯽ ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺍﻓـﮑﺎﺭﺕ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﺑﺪﻫﯽ، ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸﯽ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﺳﺮﺕ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮﯼ ﻭ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺳــﻮﺕ ﺑﺰﻧﯽ، ﺩﺭ ﺩﻟـﺖ ﺑﺨﻨــﺪﯼ ﺑه ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓـﮑﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺫﻫﻨﺖ ﺻﻒ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﻮﯾـﯽ: ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻣﻨﺘـادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 19:31

با بعضیها حال آدم یک جوری میشود...یک جور خوب...! از آن خوبهایی که شبیه خوردن آب یخ وسط گرمای تابستان است... یا شاید هم شبیه خوردن گوجه سبز با نمک است که به تلخی هم نمیزند... شبیه قدم زدن در زیر باران...! میدانی آدم خیالش یک جورِخاص راحت است... راحت از آنکه خوبیشان هیچوقت تهنشین نمیشود... ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 19:31

خدا جونم فردا روز بزرگ و مهمیه برا من...امتحان کنکور ارشد دارم ...میدونی که خیلی دوس دارم قبول شم و تا جایی که میتونم فقط بخونم و علممو بیشترو بیشترش کنم خداجونم کمکم کن بدون استرس از پسش بربیام

الهی آمین

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 19:31

در مقابل بعضی آدما باید وایستاد و باهاشون تند حرف زد تا فکر نکنن خیلی اون بالاهان و بقیه پائینتر از خودشونن فکر نکنن وقتی احترامشونو نگه میداری و در مقابل بی شخصیتیشون سکوت میکنی یعنی اینکه برا خودشون کسی هستن...خدایا ممنونم که این قدرتو بهم دادی امروز در مقابل یکی از این آدما وایستم شاید خیلیا نونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 19:31

این روزا حالم خوش نیست معذرت میخوام از دوستایی که میان وبم و من نمیتونم بهشون سر بزنم... موقتا نظرات رو بدون جواب تائید میکنم ولی در اولین فرصت که حالم بهتر شد به تک تکشون جواب میدم و به همه ی دوستایی که لینکن سر میزنم مرسی که هستین و به فکرمین

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 19:31

چقدر خوبه آدم یکی رو داشته باشه که دوسش داشته باشه وقتی ببینه حالت گرفته هست تورو با خودش ببره توی طبیعت دستتو بگیره توی دستش و از آرشیو گوشیش یه آهنگی رو باز کنه و بگه عشقم این آهنگ تقدیم تو اونوقته که حالت خوب میشه و هزار بار خدارو شکر میکنی که یه همچین کسی رو بهت داده که همش نگران حالته ....آهنگ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 19:31

خیلی خوشحالم دیروز پروژمون رو تحویل دادیم بعدشم رفتیم برا رای دادن و الان من مثلا توی مسافرتم و دارم استراحت میکنم دیروز برا اینکه 1هفته استراحت کنیم و سریع پروژه ی جدیدو شروع نکنیم الکی به مهندس گفتیم ما 1هفته نیستیم ، میریم مسافرت دوستامم برا این دروغ کوچولو خیلی کمکم کردن که لو نریم

چه دوستای باحالو مهربونی دارم من... شکرت خدا

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 19:31

من هرگز بلد نبودم معشوقه ی خوبی باشم ، چون معشوقه های خوب مدام ناخن هایشان را سوهان میکشند و با لاک های رنگی تزئینشان میکنند ،حواسشان به پوست دستشان هست که مبادا زبر باشد و خشک ، من اما ناخن های یکی درمیان کوتاه و بلندم را هرگز سوهان نمیکشم ، حتی گاهی که یکیشان میشکند خودم را لوس نمیکنم و ناراحت نمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 19:31

بعد مدتها شروع به نوشتن کردم

این روزا حالم یه جور عجیبی هست یه جور عجیب خوب ...یه مدتی بود حالم زیاد خوب نبود ولی انگار دارم دوباره انرژیه از دست رفته ام رو بدستش میارم خدایا مثل همیشه کمک حالم باش که تنها یاری رسان تو هستی

برچسب: نویسنده: اشکان میرزاده تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 19:31

صفحه بندی